دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

390

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

قاليهاى « پرتقالى » قاليهاى « پرتقالى » از آنجا كه همه داراى طرحى مشترك هستند ، ازاينرو گروه بسيار هماهنگ و منسجم را تشكيل مىدهند ( عكس 11 ) . اردمان حدود نه نمونه از اين قاليها را فهرست‌بندى كرده كه كاملا و يا قطعه‌اى از آنها حفظ شده است « 1 » . نام اين قاليها به سبب صحنه‌هاى مارپيچى است كه ورود سفير پرتقال را به خليج فارس تعبير و توجيه مىكند و يا به سبب اينست كه اين قاليها براى پرتقاليان در گوآ توليد شده است . اين قاليها نشان‌دهنده آميزه‌اى از نقشمايه‌هاى اروپائى و شرقى در يك آرايش كاملا غريب است . بر روى آنها يك قاب ميانى لوزىوار همراه با چهار ترنج كوچك بيضى شكل و خطوط كلى ارّه‌اى و پرّه‌اى شكل‌گرفته كه نوارهاى بهم پيوسته هم مركز ، با رنگهاى گوناگون محيط بدانست . در نمونه‌هاى نخستين اين نوع قاليها ، سرزندگى و شادابى موج مىزند ، و داراى پيش‌آمدگيهاى نامنظم است . نمونه‌هاى بعدى آنها ، به‌صورت مستقيم و دقيقا متوازى كشيده شده و بطور يكنواخت پاخورده است . سطح آنها را نوارهايى پر كرده است جز مارپيچهاى آنها كه در هر كدام مىتوان دو كشتى دريائى با مسافران آنها در لباسهاى كاملا اروپائى مشاهده كرد و در كنار آنها مردى كه سر از دريا بيرون آورده و كشتى را به تلاطم واداشته و نيز سر يك هيولاى دريائى و چند ماهى هم ديده مىشود . اين صحنه بايد از يك الگوى اروپائى اقتباس شده باشد و احتمالا يك نقشه بوده است . حاشيه آن‌كه به يك طرح ترنج متصل مىشود از قاليهاى اسليمى تأثير پذيرفته است « 2 » . خاستگاه قاليهاى پرتقالى را مثل قاليهاى « هرات » در ايران و هند بايد پيجوئى كرد . ارنست كونل ( E . Kuhnel ) معتقد است كه آنها خاص ايرانست . ك . اردمان و نيز كونل خاستگاه آنها را جنوب ايران مىدانند . س . ا . س . تاتيرسال ( C . E . C . Tattersall ) كاشان را پيشنهاد كرده است . آرتور اپهام پوپ هم گوآ ( هند پرتقال ) را منشأ آنها مىداند . اعتقاد پوپ بيشتر بر پايه ويژگى غيرعادى قاليهاى « پرتقاليها » در مقايسه با قاليچهء ايرانى است نه شباهت ذاتى آنها به قاليهاى هندى ، كه خود زياد متقاعدكننده نيست . همه اين قاليها از قرار معلوم متعلق به قرن هفدهم است . اينكه مضمون قاليهاى پرتقالى به چسان در منطقه قفقاز تكرار شده ، مسأله‌اى مبهم و رازآميز است « 3 » . از اينها گذشته ، دو قالى ابريشمى كوچك هم وجود دارد كه در ميانگين بين قاليهاى

--> ( 1 ) - Jabrbuch der Hamburger Kunstsammlungen ، جلد 6 ، ( 1961 م . ) ، ص 156 . ( 2 ) - همان ، لوحه 3 ، 1 . ( 3 ) - باد و كونل ، لوحه 79 .